ورود کاربران

آمار سایت

  • بازدیدکنندگان : 1982327

وقوع سيلابهاي ويرانگر در علويجه

  • مشاهده در قالب PDF

تهيه و تدوين : حيدر زماني

وقوع سيلابهاي ويرانگر در علويجه


شهر علويجه نيز مانند بسياري از مناطق ايران و جهان طي قرون متمادي شاهد بلاياي طبيعي زيادي بوده است كه شيوع بيماريهاي مسري مـانند وبــا و يا هجوم ملخ به باغات و مــزارع و يا بلاياي قـحطي و خشكسالي و سيل هاي ويرانگر از آن جمله اند.

علويجه از نظر جغرافيایي در محلي قرار دارد كه ده ها كيلومتر مربع مناطق و دشتهاي كوهستاني و بياباني و همچنين روستاهاي فراوان بالا دستي و كوه ها و دره ها و دشتهاي وسيع در شمال و شمال غربي و غرب و جنوب غربي با شيب هاي بسيار تند به اين شهر منتهي مي شود و در حقيقت عربستان قديم و مهردشت فعلي مانند قيف بسيار بزرگي است كه راه خروجي هرزآبه هاي آن به علويجه و تنگه واقع در متنهي اليه شرق منطقه بنام گدار (وجاره) ختم مي شود، اين موقعيت جغرافيايي اگر چه در گذشته باعث غناي منابع آبهاي زيرزميني و در نتيجه ايجاد كاريزها و قنوات پر آب و متعدد و به تبع آن باغستان هاي آباد با محصولات فراوان و متنوع را به همراه داشته است اما در بعضي از موارد سبب خيزش سيلاب هاي ويرانگر و خانمان برانداز گرديده است .

مناطق عمده سيلاب خيز علويجه عبارتند از شمال – غرب – شمال غرب و جنوب غربي كه بطور اختصار به تشريح موقعيت جغرافيايي آنها اشاره ميشود:

1- منطقه شمال: شامل رشته كوه چهاركوه و سه دره مابين قلل آن و همچنين اراضي واقع در دامنه اين رشته كوه كه با فاصله نه چندان دور مشرف به مناطق مسكوني ميباشد .

2- منطقه شمال غربي: شامل كوه هاي متعدد و دره ها و اراضي وسيع منطقه (دره ورزيـن) و قسمتهاي بالا دست آن بنام ((تختي گلي چي)) كه سيلابهاي برخاسته از آن از دره اي به همين نام عبور نموده و بطرف دره ورزين سرازير مي شود .

ناگفته نماند كه دره گلي چي معبر نسبتاً تنگ و عميقي است كه طي هزاران سال در اثر جريـان تنـد سيلاب برش خورده و يك پديده جالب و ديدني طبيعي را بوجود آورده است .

سيلابهاي برخاسته از دو منطقه فوق الذكر به سرعت بطرف مناطق مسكوني سرازير مي گردد، گرچه طي چند قرن متمادي و متوالي مردم زحمتكش و مصمم بطور داوطلبانه و يا به نسبت ميزان مالكيت خود از املاك مزروعي و يا حق آبه ايكه از آب قنوات علويجه داشتند بوسيله بيل و جابجايي خاك توسط الاغ يك بند خاكي بنام بند ورزين براي جلوگيري از سيل احداث كرده بودند كه سيلابهاي با شدت كم را به سمت جنوب غربي متنهي به رودخانه خشك وسط باغات و يا به گويش محلي (روخونه) كه در اين نوشتار رودخانه ناميده مي شود و بزرگترين مسيل بوده و معبر كليه سيلابها منطقه مي باشد هدايت مي كرد، اما اين بند خاكي در مقابل سيلابهاي بزرگ تاب مقاومت نداشت و همه ساله و يا هرچند سال يكبار قسمتهائي از آن تخريب مي شد كه ناچار مجدداً مردم با زحمت زياد آنرا بازسازي مي كردند .

لازم به ياد آوري است كه هنگام بارندگي شديد و يا احساس خطر مردان روستا با بيل و شبها با در دست داشتن فانوس به طرف بند مي شتافتند تا درحد توان از تخريب آن جلوگيري نمايند .

در سالهاي بعد از انقلاب با استفاده از ماشين آلات راه سازي اين بند تقويت و تكميل گرديد و بــا خـاكبرداري قسمتهايي از پشت بند جـريـان سـيلاب بـه سمت قـسمت شمالي چهار كوه (پشت چاركو) هدايت شد و گرچه از آن زمان تاكنون به علت خشكسالي بارندگي قابل توجهي كه منجر به سيلاب شده باشد صورت نگرفته است ليكن به احتمال زياد خطر سيلاب از اين منطقه برطرف گرديده است.

3- منطقه سيلاب خيز غرب: شامل ده ها كيلومتر مناطق بالادستي غرب و شهرها و روستاهاي متعدد مانند حسنيجه - دهق – خونداب – دوماب – خيرآباد و اشن و غيره و كوه ها و دره ها و اراضي مشرف به اين مناطق مي باشد كه به كرات هنگام بارندگي منجر به ايجاد سيلابهاي مهيب مي شد به گونه اي كه بعضي از اوقات رودخانه گنجايش عبور سيلاب را نداشت و در نتيجه با تخريب باغات واقع در كرانه رود و ريشه كن كردن درختان بر وسعت اش افزوده شده و مسير خود را به سمت شرق ادامه مي داد.

سيلابهاي اين منطقه علاوه بر تخريب باغهاي واقع در حاشيه رودخانه بعضاً قنات كاريزنو كه در يـك قسمت از عرض رودخانه عبور مي نمايد را نيز تخريب مي نمود .

قنات كاريزنو در حدود 170- 180 سال قبل به همت مرحوم محمدعلي فرزند نادعلي زمان حفر شده و نسبت به ساير قنوات قدمت كمتري دارد و بدين جهت به كريزنو معروف است .

قسمتهاي آب ده و بالا دست اين قنات قبلاً رو باز و بصورت كانالي به عرض حدود 10 تا 15 متر و عمق حدود 15 تا 20 متر بود و وجود چشمه سارهاي فراوان و گل و گياه هاي موجود در آن منظره چشم نوازي را بوجود آورده بود.

اين كانال به علت ريزش ديواره هاي رسي و شني و ورود گاه به گاه سيلاب به داخل آن از حدود 30-40 سال قبل سر پوشيده و يا به قول كشاورزان محلي تخت پوش گرديده است .

علاوه بر سيلابهايي كه از قسمت روباز وارد اين قنات مي شد چـون از عرض رودخانه نيز عبور مي كرد، چند حلقه از چاه هاي آن در بستر و كف رودخانه وجود داشت كه گرچه دهانه چاه ها را از يك متر پائين تر از كف رودخانه مسدود مي كردند اما در سيلابهاي بزرگ بعضاً به علت فرسايش شنها دهانه چاه ها تخريب مي شد و آب به همراه گل و لاي وارد قنات مي شد.

لازم به توضيح است كه قنات مذكور از غرب به شرق حفر شده و قسمت مادر چاه آن در منطقه بياباني غرب علويجه قرار دارد و پس از طي مسیر خود و عبور از عرض رودخانه و باغات و كوچه ها و خيابانها و بعضاً منازل مسكوني در منتهي الیه شرق علويجه جاري شده و باغات دشت كاريزنو را مشروب مي نمايد. احتمالا قبلاً حلقه چاه هاي اين كاريز در باغات و يا منازل نبوده است بلكه بعداً افراد با تجاوز به حريم قنات زمينهاي اطراف چاه ها را تصاحب نموده اند.

در ميسر قنات علاوه بر استفاده از دلو جهت بالا كشيدن آب از چاه در كوچه ها و بعضي از منازل تونل هاي شيبداري بنام زير آب بگونه اي حفر شده بود كه افراد براي برداشتن آب جهت شرب و شستشوي البسه و ظروف و همچنين شستشوي اموات و احياناً آب دادن احشام خود از آنها استفاده مي كردند.

سرازيــر شدن سيلاب در قنات مذكور باعث مي شد كه در بعضي از مواقع آب از دهانه اين زير آب ها در كوچه هاي روستا جاري شود ليكن شدت آن به حدي نبود كه باعث تخريب اماكن مسكوني گردد.

4- مناطق سيلاب خيز جنوب غربي: این مناطق كه از نزديكي منطقه تيران و كرون كه از روستاي الور تا ميرآباد و حسين آباد و دشت ها و كوهستان هاي مشرف به اين منطقه و همچنين دامنه رشته كوه بلقويي كه اخيراً كارخانه سيمان در اين منطقه راه اندازي شده است را شامل مي شود.

سيلاب هاي برخاسته از اين مناطق به يكديگر ملحق شده و بعضاً با تخريب قنوات بالاجوي (بالاجوق) و پائين جوي (پائين جوق) و باغات دشت هاي (زنبري) (بالاجوق) (ده تخمه) (يردكا) و غيره وارد رودخانه مي شد.

سيلابها علاوه بر فصل زمستان بعضاً در فصول بهار و تابستان نيز جاري مي شد، اينجانب حداقل دو مورد آنرا شاهد بودم كه در هنگام درو و جمع آوري گندم سيل بسياري از خرمن ها را در گل و لاي مدفون كرد و در يك مورد آن كه در اوايل تابستان سال 1335 شمسي بود جسد يك نفر از اهــالي محترم دهـق كه همراه خرمن اش طعمه سيل شده بود در سر قوره از آب گرفته شد و تحويل بستگانش گرديد.

بسياري از همشهريان ميانسال و يا كهنسال شمه اي از اين حوادث را شاهده بوده و يا شنيده اند كه شايسته است اطلاعات خودرا مكتوب نمايند.

براي نمونه بعضي از پيشينيان ما در اين كار همت گماشته اند كه خاطرات آنان عيناً نقل مي شود.

مرحوم حاج سيد عبدالله رفيعي امام جمعه فقيد علويجه شرح يكي از اين حوادث را به اختصار و بصورت شعر سروده و بر كتيبه سنگي مدوري حك نموده و بالاي سردر ورودي منزلش نصب نموده بود كه متن آن بدين شرح مي باشد:

از بارشي كه آمد باخاست سيل برپا                     نوعي كه ازو بلرزيد از خوف پير و برنا

سيم ز ماه شعبان از هفته شنبه ميدان                      كز امر حي سبحان شد محشري عيانا

تاريخ سال و وقتش جستم ز عقل روزي                  اندر جواب من گفت حين غروب دانا (1332)

كه در انتها متن بيت آخر طبق حروف ابجد تاريخ وقوع سيل را ذكر نموده اند .

و همانگونه كه ملاحظه مي شود تاريخ وقوع سيل غروب روز سوم ماه شعبان 1332 هجري قمري بوده است.

در ضمن بر روي كتيبه اين مطلب نيز حكاكي شده است: عمل استاد حسينعلي سنه 1345مداح سيد عبداله رفيعي علويجه.

حجت الاسلام سيد محمد علي حسيني عليه الرحمه نيز در كتاب ذخيرة النسب شرح سيلابهاي مخرب كه خود شاهد آن بوده است را به طور مشروح نقل نموده اند كه بدون هيچ گونه دخل و تصرفي عيناً به نظر كاربران عزيز ميرسد:

در سنه يكهزار و سيصد و يك طرف شمال علوي كه مشرف به علوي است سيل عظيمي برخواست (برخاست) و واسطه تگرگي كه هفتادم عيد نوروز يا قريب هشتادم بود كه اين اتفاق افتاد خرابي كلي به علوي وارد كرد قريب صد هزار تومان خرابي و ضرر به اهل علوي وارد شد از قبيل خرابي خانه ها و عمارات و قنات و باغ و آب بردن و حيوانات زير عمارت مردن و فرش و البسه و ظروف و اثاث و اسباب از رختخواب و غيره و اجناس از قبيل گندم و آرد و كشمش ويژه كه ضايع و فاسد و نابود شد.

عصري بود كه بناي بارش نهاد و رعد و برقي، به اندك فاصله صداهاي مردم بلند شد چون از خانه بيرون آمدند ديدند چه قيامتي! پناه بر خدا از غضب خدا، هياهو و داد و فرياد در خلق افتاد و نه نفر طفل هلاك شد لیكن چون روز بود و مردم بيدار و هشيار هر عمارتي كه خراب مي شد مــردم اهــل و عيال و اطفال خـود را مي كشيدند بر روي آن همه دست از جان شسته گاهي چنان مي شد كه از چندين كوچه كه به جانب بيابان مفتوح بود آب داخل مي شد به قسمي كه مساوي بود با سر ديوارها و چون آب زياد بود و از سرازيري مي آمد چنان قوتي داشت كه به هر عمارت و خانه و اطاقي كه مي رسيد از جا مي كند پيش از آن كه نفوذ كند در آن يا طولي بكشد بلافاصله از جا مي كند و چند قدمي روي هم ميريخت و از كثرت آن گاه بود كه از كوچه اسفل به طرف اعلي مي رفت از همه بالاتر اينكه از طرف ده بالا كه فعلاً باغ است آب در قنات جديد كه مشهور است به كاريزنو افتاده بود و آن قنات در پشت قريه علوي است و بعضي خانه ها پشت ده اطراف آن قناتند بعضي چاه هاي قنات در خانه ها است و درچند موضع آن قنات ((زير آب)) كنده اند كه آب بردارند و گـاهي كه آب قنات قديم را بالا مي گيرند حيوان آب مي دهند و مرده مي شويند از تمامي چاه و زيرابي كه در اطراف و در خانه ها بود بواسطه آبي كه در قنات افتاده بود از يك شقه اين سيل چنان آب بيرون مي آمد مثل فواره ....

چه بسيار اشخاص كه اول ظهر غني بودند و عصر فقير، چه بسيار كساني كه در اول ظهر مستطيع و عصر محتاج به صد درم نان و چه بسيار گله داراني كه صاحب شبان و حشم هايي بودند در اول ظهر و عصر محتاج به كاسه اي دوغ.

درضمن عالم روحاني مرحوم حاج سيد محمد نيز تاريخ اين سيل و خرابي آن را به اين صورت نقل نموده است:

از تگرگي كه ريخت از ابر سياه محشري شد عيان به امراله خواست تاريخ آن خرد گفتا بود شعبان و عصر پنجم مـاه گفت سالش چه بد جوابش گفت علوي شد خراب ياالله گفت آن ترك تواني گفت گفت ((عرفا)) ديگر هيچ مخواه كه در مصرع ((علوي شد خراب ايا الله)) ماده تاريخ است و در مصرع اخير نيز كلمه ((عرفا)) ماده تاريخ مي باشد كه به حساب حروف ابجد سال 1301 هجري قمري بدست مي آيد.

حيدر زمـــانـــي

آخرین بروز رسانی در شنبه, 01 تیر 1392 ساعت 19:26

نظرات­­

­
+1 #1 mohammad shafiei 1392-03-10 00:03
I am bagher shafiei son of amo abbas kadkhoda. i live in the U.S.
I remember the 1335 flood .
I was only4 years old.

have a good day and please write more
­

ارســال نـظـر


کد امنیتی
تعویض کردن کد امنیتی