ورود کاربران

آمار سایت

  • بازدیدکنندگان : 1982349

مطلبی ارسالی توسط آقای علی رشیدی علویجه ساکن نروژ

  • مشاهده در قالب PDF
( 12 رأی )

 

مقدمه

     همشهریان ما حتی اگر سالیان دراز و به فاصله دو قاره از زادگاه و وطن عزیزشان دور باشند باز دل درگرو زادگاه خویش علویجه داشته و به آن عشق می ورزند. مطالب پیوست شده که شاهد این مدعاست توسط جناب آقای علی رشیدی که بیش از سی سال بهترین دوران عمر خود را در نروژ سپری کرده ارسال گردیده است. ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان و همه همشهریان ساکن خارج از کشور، به رسم امانت داری متن عیناً و بدون هیچ نوع دخل و تصرف تقدیم همشهریان عزیز می گردد و اضافه می شود متن اصلی به الفبای انگلیسی نگارش شده بود که برای سهولت مطالعه با الفبای فارسی باز نویسی شده است.

با سپاس انجمن دوستداران علویجه

ارسال كننده مطلب آقاي علي رشيدي


     نمی‌دانم از کجا شروع کنم ولی خواست دوست عزیزم آقای مهندس بابایی مرا به فکر واداشت کمی راجع به زادگاه عزیز خودم که عاشقانه دوستش دارم بنویسم قبل از هرچیز صادقانه باید بگویم با گذشت 60 سال زندگی که بیش از نیمی را به دوری از وطن گذشت ولی همیشه به هرشکلی به یاد آنجا بودم. من قلباً معتقدم ما علویجه ایها یک خانواده بزرگ هستیم و در سراسر دنیا با پسوند علویجه همدیگر را پیدا می کنیم. ما اگر از نظر تاریخی به علویجه نگاه کنیم همانطوری که سند آن در موزه بریتانیا موجود است قدمت بیش از 2000 سال دارد و سابقه تاریخی آن به دوران قبل از اسلام می رسد .این شهر تاریخی تا قبل از حمله محمود افغان، شهر آباد و سرسبز بوده اما در زمان افغان قنات ها خراب و اهالی پراکنده می شوند. در زمان نادر شاه بنای نو این شهر شروع می شود و مردم سخت کوش به بهترین شیوه قلعه نادری را می سازند و با فکر تحسین برانگیز قنات ها را لایروبی می کنند و از این جا بنای علویجه مدرن شروع می شود. من برای آنکه همشهریان عزیز بدانند گذشتگان ما از چه اندیشه ی بالایی برخوردار بوده، به مقایسه می پردازم، چون همیشه مقایسه است که وزن هرکسی را معلوم می کند. در کشوری که من زندگی می کنم و خودش را آقای دنیا می داند تا 300 سال پیش در رودخانه، خودشان را می شستند و زمستان که سرد بود فکر شستن را نمی‌کردند اما پدران ما حمام داشتند و به شیوه خودشان آنرا گرم می‌کردند و همه چیز قانونمند بود و حمام هم 72 سهم (حبه) بود که بین کشاورزان تقسیم می شد و در مواقع خرابی به همکاری همدیگر آنرا تعمیر می کردند.
     پس از زندگی جدید مردم با آغوش باز پذیرای پزشکان شدند که حتی مسلمان نبودند مانند یحیی جوید (یهودی) که تا 70 سال پیش حرفه پزشکی داشت . در علویجه داروفروشی وجود داشت آخرین بازمانده آنها آقای علی شفیعی آقای قدمعلی امینی بودند. از نظر دندان پزشکی بیشتر توسط دلاکان انجام می شد. علویجه تا 50 سال پیش جامعه‌ای خودکفا بود. مردم کرباس می‌بافتند، کارگاه رنگ رزی وجود داشت که آخرین بازمانده آن در قلعه کارگاه داشت. مراسم ختنه پسران بوسیله همین دلاک ها انجام می شد . لازم به یادآوری است شغل این دلاکان بسیار پرمشقتی بود. کشیدن دندان، اصلاح سر افراد ذکور خانواده ، سفره پهن کردن مراسم عروسی و عزا ، شستن به قول آن روزها اربابانشان در حمام، و خیلی چیزها از كارهاي دلاك بود. مزد این نگون بخت ها فقط یک پشته گندم از باغ ارباب بود آن هم به قدری که خودشان بتوانند کول کنند و حق استفاده از الاغ را نداشتند . با نبودن ساعت سیستم پنگ و پیاله را داشتند که در زمان خود بسیار جالب بود. سیستم شيرندو کردن که چند زن به صورت دایره ای شیر گاوشان را به خانه یکنفر می بردند و هر خانواده هفته ای یکبار 13 تا 20 کیلو شیر داشت . سیستم آبیاری، کارخانه شیره پزی همه و همه داستان خود را داشت .
امیدوارم همه همشهریان عزیزم که عاشقانه دوستشان دارم و همه را اعضای خانواده بزرگ علویجه می دانم در هر کجای کره خاکی سربلند باشند که هستند و دست در دست هم علویجه و ایران را آباد کنیم و در مورد مطالب علویجه بیشتر آگاه بشویم.
همه شما را دوست دارم.

آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 15 اسفند 1390 ساعت 17:13

نظرات­­

­
#2 ساناز رشیدی 1393-04-05 18:28
عمو جان عزیزم در حالی مطلب ارسالی از شما را خواندم که حدود 1 سال از رفتن همیشگی شما می گذرد. اکنون مامانده ایم و حسرت دوباره دیدنت و کوله بار رنجی که 34 سال پس از رفتن پدرمان(غلامرضا رشیدی) تا کنون به دوش می کشیم. آری عموجان ماهستیم تا شاید سالها پس از این که امکان نوشتن تاریخ معاصر فراهم شد از سال رضاخانی (سال 1359) و نحوه کشته شدن پدرمان برای آیندگان سخن بگوییم
­
­
#1 ش رشیدی علویجه 1391-10-22 23:07
جناب آقای علی رشیدی علویجه سلام علیکم مرحبا که چنین زیبا فرهنگ مردمان علویجه را به تصویر کشیدید و خوشحالم از اینکه همشهریان عزیزم درهرکجا که باشند اصالت خود را حفظ می کنند. امیدوارم روزگار بروفق مرادتان باشد.سبز باشید وبرقرار
­

ارســال نـظـر


کد امنیتی
تعویض کردن کد امنیتی