ورود کاربران

آمار سایت

  • بازدیدکنندگان : 1982350

فرهنگ لغات علویجه

ِ

ِصِّر (Ghesser)
حيواني که آبستن نشده

ا

اوفِینا (Oofeina)
حسرت دادن به طرف مقابل.
اَبرِشوم (Abreshoom)
ابریشم
اَختِه (Akhte)
عقیم کردن حیوان نر. (پوست بیضه حیوان را با چاقو می شکافتند و بیضه را از بدن جدا می کردند و دیگر حیوان نطفه نداشت)
اَخیه (Akhie)
چوب نصب شده در گوشه دیوار که بند حیوان را به آن می بندند.
اَرغِه (Argheh)
زرنگ
اَرواح باباد (Arvah babad)
به روح پدرت.
اَرچوم (Archoom)
وسیله ای مانند چنگال بزرگ چوبی یا فلزی برای جابجا کردن کاه یا علوفه.
اَرگِنِه (Argene)
انسان زشت و بد قواره.
اَلحَدِّه (Alhadde)
مخصوصاً
اَلموس (Almoos)
تار عنکبوت
اَلنگی (Alengi)
بی بند و بار
اَنبُرباد (Anbor baad)
گرد باد
اَگال (Agal)
پای خم شده حیوان را از مچ به ران با نخ بستن.
اُتُل (Otol)
هر نوع وسیله نقلیه مانند سواری و اتوبوس و مینی بوس.
اُراغچی (Oraghchi)
داس کوچک
اُردُلُک (Ordolok)
بوته بیابانی که خاکستر آن را برای صابون پزی به کار می رفت.
اُرُسی (Orosi)
فضای خالی جلوی درب ورودی - کفش کَن.
اُسدا (Osda)
اُستاد
اُشنون (Oshnoon)
بوته صحرایی که آنرا می کوبیدند و بجای پودر لباسشویی استفاده می کردند.